استخوان قورباغه سینمایی قورباغه فیلمنامه

استخوان: قورباغه سینمایی قورباغه فیلمنامه مهران رجبی نیوشا ضیغمی برنامه ریزی مهران غفوریان

گت بلاگز اخبار اقتصادی و بازرگانی کار به جایی رسیده که شخصیت‌فروشی می‌کنند ، اقتصاد کشور عزیزمان ایرا

بنیانگذار مکتب کنش‌شناسی و کارشناس رسانه می‌گوید: ما نه به سرمایه اصالت می‌دهیم و نه به کارگر، ما به دلال اصالت می‌دهیم و هر فردی که زر و زور و تزویر و زیور داش

کار به جایی رسیده که شخصیت‌فروشی می‌کنند ، اقتصاد کشور عزیزمان ایرا

اقتصاد کشور عزیزمان ایران به دلال ها اصالت می دهد نه سرمایه یا کارگر/کار به جایی رسیده که شخصیت فروشی می کنند

عبارات مهم : ایران

بنیانگذار مکتب کنش شناسی و کارشناس رسانه می گوید: ما نه به سرمایه اصالت می دهیم و نه به کارگر، ما به دلال اصالت می دهیم و هر فردی که زر و زور و تزویر و زیور داشته باشد اولویت با اوست و هر کاری که بخواهد انجام می دهد.

به گزارش ایلنا، نوکیسه گی یا تازه به دوران رسیدن، عبارتی که در این ده- دوازده سال اخیر زیاد از هر لحظه از شنیده می شود و نمود خارجی اش را در جامعه می بینیم. ولی آیا پدیده نوکیسه گی خاصِ جامعه کشور عزیزمان ایران است؟ آیا تاثیرات آن بر جامعه همچون تاثیر مشابهش در سایر جوامع است؟ و اینکه آیا نوکیسه گی سیاسی و اجتماعی در کشور عزیزمان ایران توانسته نوکیسه گی فرهنگی را هم دامن بزند و ترویج کند؟ هنگامی که با بروز پدیده نوکیسه گی طبقات اجتماعی ما نه با فرهنگ که با پول شکل گرفته اند، باید منتظر چه سرنوشتی جهت جامعه مان باشیم؟

کار به جایی رسیده که شخصیت‌فروشی می‌کنند ، اقتصاد کشور عزیزمان ایرا

حسین باهر (جامعه شناس، استاد دانشگاه، کارشناس رسانه، بنیانگذار مکتب کنش شناسی و نویسنده در زمینه رفتارشناسی، جامعه شناسی، مشاوره خانواده و دارای مدرک دکتری در توسعه اقتصادی و فوق دکتری فلسفه مدیریت منابع) در گفت وگو با خبرگزاری کار کشور عزیزمان ایران (ایلنا) به این پرسش ها پاسخ داده است و همچنین از نقش پدیده نوکیسه گی در فعالیت هایی مانند خیریه و تاثیر تبلیغات قرعه کشی بانکی در ترویج علاقه به یک شبه پولدار شدن گفت.

پدیده نوکیسه گی نه خاص امروز و دیروز است و نه تنها مشمول بر کشور عزیزمان ایران می شود، با این حال به نظر می رسد دست کم در دوره تاریخ معاصر کشور اوج رواج نوکیسه گی در دولت های نهم و دهم اتفاق افتاده هست، یعنی زمانی که به موازات تحریم ها مناسبات اقتصادی مبتنی بر دلالی و رانت بر اقتصاد کشور چمبره زده بود. از دید شما آیا مناسبات اقتصادی مبتنی بر دلالی و رانت واقعا خوابیدن جهت رشد نوکیسه گی و نوکیسه گان محسوب می شود؟

بنیانگذار مکتب کنش‌شناسی و کارشناس رسانه می‌گوید: ما نه به سرمایه اصالت می‌دهیم و نه به کارگر، ما به دلال اصالت می‌دهیم و هر فردی که زر و زور و تزویر و زیور داش

کارکرد و مفهوم نوکیسه گی در کشور عزیزمان ایران متفاوت از معنا و کاردکرد این عبارت در سطح جهانی هست. به این علت که در کشور عزیزمان ایران سال های اخیر داستان رانت خواری، پول شویی، فساد اداری و اختلاس باعث شد تعدادی بدون آنکه واجد شرایط اکتساب حق و مالی و مقامی باشند از طریق های نامعلوم، نامشروع، نا معقول و نامالوف به انباشتی از ثروت و مکنت رسیدند که مقداری از آن را صادر کردند، بخشی را صرف ولخرجی یا تجمل گرایی کردند و مقداری را هم صرف امور خیریه کردند. حتی متولیان بعضی رفتارها و مناسک مذهبی یا بناهایی که با کاربردهای عمومی و گاه مذهبی ساخته می شود همین گروه هستند.

اصولا نابه هنجاری های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور باعث می شود عده ای اعم از دلال و رانت خوار و سواستفاده گر و مفسد فی الارض از موقعیت ها حداکثر استفاده را ببرند.

کدامیک از انواع نوکیسه گی سیاسی، اقتصادی یا فرهنگی بیشترین اثرگذاری تخریبی را دارد؟ و آیا لزوما نوکیسه گی سیاسی به نوکیسه گی اقتصادی منجر می شود یا برعکس و در این میان جای نوکیسه گی فرهنگی و اجتماعی کجاست؟

کار به جایی رسیده که شخصیت‌فروشی می‌کنند ، اقتصاد کشور عزیزمان ایرا

از قدیم در علم سیاست مطرح بوده که الیگارشی مالی ایجاد پلوتوکراسی می کند و پلوتوکراسی هم ایجاد الیگارشی مالی می کند. به بیان دیگر هرکجا انباشت ثروت اتفاق می افتد اقتدار سیاسی به وجود می آورد و در هر کجا که اقتدار سیاسی به وجود بیاید؛ انباشت ثروت هم به دنبالش می آید. به عنوان مثال رضاشاه که تمکن مالی آنچنانی نداشت و حتی اساسا پولی نداشت ولی با قدرت صاحب کلی مال و اموال شد و زمین و ملک دیگران را مصادره کرد و زیرمجموعه خاندان سلطنت قرار داد. برعکس آن هم است افرادی مثل مشیرالدوله و فلان سلطنه هم بودند که متمول بوده اند و با مالشان مقام پیدا کردند. به عبارت دیگر نوکیسه گی سیاسی و نوکیسه گی اقتصادی دو روی یک سکه هستند که با یکدیگر تبادل و داد و ستد می کنند.

می ماند مسئله فرهنگی و اجتماعی که به شدتِ مقولات سیاسی و اقتصادی در مبحث نوکیسه گی تاثیرگذار نیستند منتها می بینیم که باعث می شود یک ابتذال و میان مایگی فرهنگی رواج داده شود تا جهت افراد جایگاهی خریداری شود. این یک نوکیسه گی فرهنگی است که برندِ مبتذلِ فرهنگی به وجود می آورد. یا نوکیسه گی اجتماعی مثل اینکه فردی به فکر ارائه خدمات اجتماعی و فعالیت های خیریه باشد تنها با این انگیزه که مشهور شود یا با نامش بزرگراه بسازند. هرچند نوکیسه گی فرهنگی و اجتماعی در حد و اندازه های نوکیسه گی سیاسی و اقتصادی اثرگذار نیست.

بنیانگذار مکتب کنش‌شناسی و کارشناس رسانه می‌گوید: ما نه به سرمایه اصالت می‌دهیم و نه به کارگر، ما به دلال اصالت می‌دهیم و هر فردی که زر و زور و تزویر و زیور داش

تجمل گرایی و مصرف گرایی از نمودهای مهم واکنش‌ها نوکیسه گان هست. با این حال و باتوجه به چارچوب های اقتصادی کشور عزیزمان ایران آیا می توان گفت نوکیسه گی یکی از عوارض رویکردهای سرمایه دارانه و نئولیبرالیسم اقتصادی است که در کشور عزیزمان ایران بروز شدید تری پیدا کرده؟

سرمایه داری یا کاپیتالیسم یک نظام اقتصادی است مبتنی بر اصالت سرمایه و اینکه نیروی انسانی را جهت تولید استثمار می کند و تا جایی که بتواند مزد کارگر را هم کمتر پرداخت می کند. هنگامی که اصالت با سرمایه بود یعنی سرمایه دار با اتکا به سرمایه اش هر کاری که دلش می خواهد انجام می دهد و مباح هم هست. ترامپ هم یک سرمایه دار است که از طریق سرمایه داری تا مقام ریاست جمهوری آمریکا اوج آمده است و وجه سیاسی هم کسب کرده هست. قانون هم نمی تواند مانعی بر سر کارها او ایجاد کند و دست کم تا زمانی که مالیاتش را پرداخت می کند حتی کازینو و دیسکو هم راه اندازی می کند. با این حال سرمایه داری یک نظام اقتصادی است یعنی علم و فرمول دارد و تمام این علم اقتصاد که این روزها در دانشگاه های ما هم تدریس می شود اساسا علم اقتصاد سرمایه داری هست. من اصلا به همین علت با وجود مدرک دکترای اقتصاد، فعالیت در این رشته را ادامه ندادم چون از اساس با منطق نظام سرمایه داری مسئله دارم. طرف دیگر؛ نظام اقتصادی مارکسیستی یا سوسیالیستی است که اصالت را به کارگر می دهد. هر کشوری به یکی از این دو نظام اعتقاد دارد و براساس قوانین منطبق با آن عمل می کند.

کار به جایی رسیده که شخصیت‌فروشی می‌کنند ، اقتصاد کشور عزیزمان ایرا

حالا در کشور عزیزمان ایران ما نه سرمایه داری هستیم و نه مارکسیستی. شیوه اقتصادی کشور عزیزمان ایران سرمایه مداری است هیچ چارچوب و نظامی ندارد. در این مدل اقتصادی سرمایه مدار می خواهد با پولش همه را بخرد حتی آخرتش را . و به همین علت هم نماز نمی خواند و روزه نمی گیرد ولی بعد از مرگش هزینه پرداخت می کند تا نمازش را بخوانند و حتی مسجد و … به نامش بسازند. یعنی ما نه به سرمایه اصالت می دهیم و نه به کارگر، ما به دلال اصالت می دهیم و هر فردی که زر و زور و تزویر و زیور داشته باشد، اولویت با اوست و هر کاری که بخواهد انجام می دهد. ما تابع هیچ نظام اقتصادی نیستیم.

قرار بود اقتصاد ما اسلامی باشد ولی در حال حاضر این اقتصاد هر چیزی است به جز اسلامی. همین خمس هنگامی که به این منظور پرداخت می شود که مال مخلوط به حرام را حلال کند یعنی چه؟ یا راه هایی که جهت مشروع کردن بحث ربا استفاده می کنند همه اقتصاد ما را بیمار کرده هست. در همان نظام های کاپیتالیسم یا سوسیالیسم عملا راهی جهت دور زدن قوانین وجود ندارد و اگر ذره ای مالیات طرف کم و زیاد شود، باید پاسخگو باشد. زن کلینتون هنوز هم درگیر فرار مالیاتی هایی است که داشته و حتی مدیر جمهوری بعد از 10 سال به علت فرار مالیاتی مواخده می شود. در شرایط موجود هر کسی که زیاد دزدی کند بالاتر می رود و خیلی هم با افتخار راه می روند و مدعی می شوند ژن خوب داریم یا سر سفره انقلاب نشسته ایم….

مایکل سندل هم می گوید هنگامی که در جامعه ای همه چیز قابل خرید و فروش باشد، سقوطی ناگزیر در انتظار است.

بهتر از سندل؛ سخن پیامبر اسلام(ص) است که فرموده؛ الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم. یعنی اگر کسی دین نداشت مسئله ای نیست و گزینش کرده به جهنم برود و حق گزینش جهت هر کسی محفوظ است ولی ظلم نباید وجود داشته باشد. ظلم یعنی چه یعنی بی عدالتی حالا بی عدالتی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی یا فرهنگی. متاسفانه در جامعه امروز کشور عزیزمان ایران تمام این بی عدالتی ها را می بینیم و من اعتقاد دارم جامعه دچار بحران است چون چهار ظلم به صورت همزمان جریان دارد. بدتر اینکه ظالم خودش را به مظلوم تحمیل می کند و معترض می شود که تو آیا اعتراض می کنی و فرد مظلوم بدهکار هم می شود.

مقوله دیگری که شما هم به نوعی به آن اشاره کردید نمایشی شدن کار خیر و فعالیت های خیریه در یک جامععه نوکیسه هست. اصولا هنگامی که قدرت و ثروت و شهرت مایه فخر و امتیاز می شود چه چیزی در انتظار آن جامعه خواهد بود؟

به طور کلی اگر بنای ما قرآن و اسلام باشد پول نباید به قدری جمع شود که طرف بخواهد هزار مدرسه بسازد و باید از فرد پرسید از کجا آورده ای. در قرآن صراحتا اعلام شده است حتی از راه حلال هم نباید پول به آن اندازه جمع شود که طرف با آن مانور کار خیر بدهد. حضرت علی(ع) هم تاکید داشتند که من ندیدم جایی ثروتی انباشته شود مگر اینکه حق مظلومی تضییع شده است باشد.

درثانی تجمع مال و ثروت حتی از راه حلال پسندیده نیست و قرآن افرادی که انفاق نمی کنند و تنها به فکر انباشت ثروت جهت خودشان هستند را توبیخ کرده و حتی به عذاب فرامی خواند. اگر جامعه یک جامعه انسانی باشد انباشت سرمایه یک فرد به درجه ای نمی رسد که با کار خیر بخواهد نمایش بدهد یا رد مظالم کند. در وقت صدر اسلام هم حضرت خدیجه(س) یا حتی خلفای راشدین را داشتیم که ثروتمند بودند ولی تمام مالشان را جهت اعتقادش هزینه کردند.

تازه اینجا صحبت از کسب ثروت از طریق راه های حلال هست، عنوان حرام که دیگر جای خود. همچنین اگر انگیزه از کار خیر؛ خدمات اجتماعی نمایشی و خرید شهرت باشد که از تمام موارد فوق مذموم تر است و حتی اگر نماز را با نیت ریا بخوانید حرام است و خدا می گوید وای بر نمازگزار ریاکار. متاسفانه جامعه ما امروز به تمام این مصائب دچار شده است و اگر در غم این فاجعه خون گریه کنیم رواست.

از دیگر آسیب های پدیده نوکیسه گی که به روشنی در جامعه کشور عزیزمان ایران هم آن را می بینیم این است که دیگر فرهنگ طبقه نمی آورد و این پول است که طبقه اجتماعی شما را تعیین می کند. با این جابه جایی در طبقات اجتماعی شاهد چه جامعه ای خواهیم بود؟

نوکیسه گی در جامعه ما به حدی از خرابی است که مدرک دکترا خرید و فروش می شود. بالاخره دکتر صاحب یک طبقه اجتماعی و فرهنگی خوبی محسوب می شود اگر مدرک اصل باشد ولی هنگامی که 300 نسخه مدرک بین خودشان توزیع عادلانه و مشروع می شود دیگر نه تنها از جایگاه اجتماعی چیزی باقی نمی ماند بلکه عدم مشروعیت را عادلانه جلوه می دهد.

این شیوه شکل گیری طبقه اجتماعی، به نوعی ارزش کار افرادی که بر حسب تلاش و زحمت به جایگاهی می رسند را خراب می کند و طبقاتی که با نوکیسه گی شکل گرفته اند هم ایجاد تبعات می کنند یعنی دیگر فرد با ارزش شغل پیدا می کند نه اینکه با شغلش ارزش پیدا کند.

تعدادی آقازاده و زن زاده در دانشگاه ها هستند که با لیسانس مامایی؛ مدیر گروه شده، این فرد چگونه می خواهد من استاد دانشگاه را در چارچوب کاری خود تحمل کند بعد مجبور می شود امثال مرا بازنشسته کند تا مدیریت خودش را حفظ کند.

یکی از دو فاجعه جامعه امروز ما فرار مغزهاست و دیگری فرار سرمایه ها. بعد فقط آن هایی می مانند که جیبشان و دستشان خالی است جهت کار کردن و اگر بگویند از امروز مدیریت ملی جامعه درست کار کند؛ باید پرسید با چه کسی کار کند؟ بسیاری از آدم حسابی ها رفته اند.

می توان گفت گسترش نوکیسه گی در جامعه و همچنین شکاف طبقاتی زیادی به نوعی بر یکدیگر اثرگذاشته و همدیگر را شدت یافتن می کنند. یعنی جوان ما با دیدن نوکیسه گان از یک طرف و لمس شکاف طبقاتی از سوی دیگر دیگر تمایلی به طی کردن مسیر منطقی پیشرفت ندارد و می خواهد راه صدساله را را یک شبه برود و این یعنی همین گسترش نوکیسه گی؟ در این میان آیا انواع تبلیغات قرعه کشی های بانکی به نوعی ترویج علاقه به یک شبه پول دار شدن نیست؟

نوکیسه گی دو اثر بر جوان معمولی می گذارد. یا او جذب می شود و جزو نوکیسه گان قرار می گیرد یا از بین بردن می شود حالا یا با مهارجرت و خروج از کشور یا افسرده شدن و کنار کشیدن و حتی اعتیاد و فساد.

جوان به هر حال می خواهد این شکاف طبقانی را به هر نحوی که شده است و بلد است و دستش می رسد، پرکند و حتی به بزه دست می زند تا پله ها چندتا یکی را طی کند. جهت همین است که اشتیاق واقعی به علم و کتابخوانی پایین آمده هست، چون دانشجو می بیند با تمام درس خواندن هایش نهایتا بی کار خواهد بود و موقعیت های خوب شغلی از آن کسانی است که با پول مدرک خریده اند. مسئله تا جایی رسیده که بسیاری از کسانی که راهنمایی تزها را برعهده دارند خودشان تزها را به دانشجو ارائه می کنند و حتی در دیوارهای دانشگاه می بنیم که آگهی نوشتن تز و مقاله و … چسبانده شده است و به وسیله دانشجویان مورد استفاده قرار می گیرد.

در قرآن هم آمده انسان صاحب چیزی نیست مگر اینکه برایش تلاش کرده باشد. آن هایی که قرآن و اسلام را می فهمند بیایند پاسخ این تناقض را بدهند. براساس اعتقادات ما کسی نمی تواند مالک چیزی باشد مگر آنکه جهت آن عرق ریخته باشد و تلاش متناسب کرده باشد. اگر کسی مثل بیل گیتس امروز فردی متول است به اتکای پشتکار و فعالیت های چندین دهه ای او است و فرد دیگری که ممکن است کارمند یا هر شغل دیگری داشته باشد هم به اندازه خودش از ثروت های اجتماعی سهم داشته هست. اینکه یک شبه با قرعه کشی و بازی و کلاس آمورشی که راه پولدار شدن را یاد بگیرند پاسخ برطرف شکاف طبقانی نیست. خیلی راحت تر از تمام این ها؛ می توان دزدی کرد یا فحشا ولی این ها مجاز و مباح نیست. عنوان این است که در کشور عزیزمان ایران امروز هم شخصیت فروشی شاهد هستیم و هم شخص فروشی و هر دو آسیب اجتماعی هستند. هیچ حیوانی در طول شکل گیری حیات در زمین نه شخص فروشی (تن فروشی) کرده و نه بدتر از آن شخصیت فروشی که خیلی از مردها مرتکب می شوند. شخصیت فروشی یعنی جهت یک مقام خرج کنند و باج بدهند و قول انجام بزه مثل جابه جایی مواد مخدر را بدهند که کسب درآمد داشته باشند و بعدتر وارد گودهای مهم شغلی یا ثروت شوند.

واژه های کلیدی: ایران | سیاسی | اقتصاد | اقتصاد | اقتصادی | اخبار اقتصادی و بازرگانی


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs