استخوان قورباغه سینمایی قورباغه فیلمنامه

استخوان: قورباغه سینمایی قورباغه فیلمنامه مهران رجبی نیوشا ضیغمی برنامه ریزی مهران غفوریان

گت بلاگز اخبار ورزشی و نتایج مسابقات کی‌روش را وادار کنید با این میراث گرانبها کار کند

زاوش محمدی: حالا همه روی تیم جوانان اسم ناکام گذاشته اند. فرزند ها با سرهایی پایین افتاده ، برگشتند و شاید کسی هم به استقبال ارزش نرفت. چرا؟ چون از گروهشان افزا

کی‌روش را وادار کنید با این میراث گرانبها کار کند

کی روش را وادار کنید با این میراث گرانبها کار کند

عبارات مهم : فرزند

می گویید وقت طلاست، از همین امروز شروع کنید

کی‌روش را وادار کنید با این میراث گرانبها کار کند

تیم ملی جوانان با شایستگی از افزایش به مرحله بعدی جام جهانی بازماند.

زاوش محمدی: حالا همه روی تیم جوانان اسم ناکام گذاشته اند. فرزند ها با سرهایی پایین افتاده ، برگشتند و شاید کسی هم به استقبال ارزش نرفت. چرا؟ چون از گروهشان افزایش نکرده بودند. تیمی که کلا جهت دومین بار در تاریخش به المپیک رسیده ، حالا متهم است به اینکه عرضه افزایش نداشته. واقعا این که حالا چنین انتظاری از آنها داشتیم حاصل یک تحول هست. تحولی که خود این فرزند ها ایجادش کردند.

زاوش محمدی: حالا همه روی تیم جوانان اسم ناکام گذاشته اند. فرزند ها با سرهایی پایین افتاده ، برگشتند و شاید کسی هم به استقبال ارزش نرفت. چرا؟ چون از گروهشان افزا

بدون شک جهت این تیم جوانان در دو سه سال گذشته خیلی زحمت کشیده شد. فرزند ها خیلی خوب با هم تمرین رفتند. دور هم جمع شدند و در بازی های دوستانه خوبی حاضر بودند. امیرحسین پیروانی هم تا مسابقه های ، هر آنچه در توانش بود را خوب خرج تیم کرد ولی او سطحش همین بود.

این تیم ولی سقفش این نیست. کلی استعداد ناب دارد. این تیم را باید با تیم فرزند های همنسل مهدی مهدوی کیا مقایسه کرد که به اگون کوردس سپردیم شان. آنه رفتند و در مقدماتی المپیک سوختند ولی تیمی شدند که بعدها روزهای باشکوهی جهت مان ساختند. روزهای باشکوهی که تا 2006 ادامه داشت.

این تیم ولی کمی تفاوت دارد . فرزند هایش فوتبال روز را در کلوب های ارزش یاد گرفتند. از 14 سالگی تا بازی در لیگ های برتر کشور عزیزمان ایران را تمرین کردند و حالا در آستانه 20 سالگی ، چندنفری ارزش می توانند در لیگ های اروپایی بازی کنند و پیشنهاد دارند.

کی‌روش را وادار کنید با این میراث گرانبها کار کند

بیایید نگاهی به بازی ها بیاندازیم. ما کاستاریکا را بردیم. این نخستین برد رده های پایه مان در رخدادهای جهانی بود. خودش یک رکورد بود جهت مان. بازی با زامبیا 2 گل پیش بودیم. فرزند ها یک سر و گردن بالاتر از حریف بودند. آیا باختیم؟ دلیلش راحت بود. موج احساسی کنترل هیجان در این سطح بالا. درست زمانی که تیم گل می خورد چه باید کرد؟ این پاسخی بود که نیمکت مان هم جوابش را نمی دانست. چون حتی کل نیمکت ما تجربه چنین حالتی را نداشت. سرپرست ، مربی ، کمک مربی و بقیه ، هیچ یک در این سطح از بازی ها هیچ وقت تجربه نداشتند.

خودشان در بازی حل شده است بودند. استرس داشتند و در نیمه مربیان ، در وقت بازی با تعویض ها هیچ چیز بیشتری نداشتند که ورق را برگرداند. نه اینکه پیروانی مربی بدی باشد ولی سطحش بالاتر از اینی که نشان داد ، نبود. او زحمتش را کشیده بود. هر چه داشت را گذاشته بود ولی مرد پروازهای بزرگ نبود و باری بزرگتر از توانش را روی دوشش گذاشته بودیم و انتظارش را داشتیم. امیرحسین درست به همان دردی دچار شد که چند سال قبل از او اکبر محمدی در مسابقه های قهرمانی آسیا دچارش شده است بود و به کره جنوبی باخت و تیم جهانبخش ، آزمون و سعید عزت اللهی نتوانست جهانی شود.

زاوش محمدی: حالا همه روی تیم جوانان اسم ناکام گذاشته اند. فرزند ها با سرهایی پایین افتاده ، برگشتند و شاید کسی هم به استقبال ارزش نرفت. چرا؟ چون از گروهشان افزا

این بار ولی تیم در جام جهانی به چنین چالشی دچار شد. فرزند ها ولی تک به تک فراتر از انتظار بودند. بیایید نام های ارزش را باری دیگر مرور کنیم. رضا شکاری. او حالا از لیگ روسیه مشتری دارد. سال قبل او را بازل سوئیس می خواست. پسری که سه فصل است دارد در ذوب آهن بازی می کند و فقط 19 سال دارد. او در این بازی ها جهت کشور عزیزمان ایران 3 گل به ثمر رساند!

امید نورافکن که کاپیتان تیم هست. پدیده استقلال بوده و استقلال با درخشش او از بحران خارج شد. او در نقش هافبک دفاعی یکی از عالی ترین های تیم ملی بود و تقریبا همه عقیده دارند بزودی جایی بزرگ در فوتبال ملی کشور عزیزمان ایران دارد. شجاعی در خط هافبک ، رضا جعفری 18 ساله در خط هافبک ، مهدی خانی و باقی بازیکنان. تقریبا همه تک به تک می توانند در بالاترین سطح بازی کنند. فرزند هایی که سرمایه های آینده فوتبال ما هستند.

کی‌روش را وادار کنید با این میراث گرانبها کار کند

این فرزند ها هستند که امیدمان را می توانند المپیکی کنند. این ها هستند که فوتبال مان را به پیش می برند. جهت ارزش ولی از همین امروز چه برنامه ای داریم؟ بیایید حالا تاریخ را ورق بزنیم از اوایل دهه 80 . از زمانی که محمد مایلی کهن را سرمربی تیم امید گذاشتیم. یادتان است آیا به المپیک نرفتیم؟ او مدتی طولانی تیم را رها کرد و در سایپا ماند و می گفت مربی تیم امید که پولی نمی گیرد. تیم های قبل از او با کوردس و حبیبی هم همین شاخصه را داشتند و به خاطر بی توجهی از المپیک باز ماندند.

تیم های بعدی با بگویچ ، سیموئز ، پیروانی، منصوریان و زوج خاکپور مایلی کهن هم تقریبا اسیر همین بی توجهی شدند. این بار ولی ما تیمی منسجم داریم که تجربه بازی های بزرگ دارد. قطعا لژیونر خواهد داشت . قطعا تیمی بزرگتر از تیم های قبلی خواهد بود و باز یکی از چالش های مهم اش نیمکت است.

سالهاست تیم ملی ما با کی روش به انسجامی روی نیمکت رسیده است.

الان می دانیم تیم امید را نمی شود خارج از سیستم تیم بزرگسالان اداره کرد چون باز چالش 4 سال قبل را خواهیم داشت. دعواهای کشنده باز از راه می رسند. بعد چه ایرادی دارد همان طور که در کشورهایی مثل ژاپن سرمربی بزرگسالان مسئول فنی تیم های پایه است ، بیایید و کی روش را متقاعد کنید جهت سرکشی روی تیم های دیگر. اصلا به عنوان مدیر فنی. حالا که همه دیدیم امیرحسین پیروانی به تنهایی نمی تواند در حد سرمربی باشد. هنگامی که داریم سالی 1 میلیون دلار جهت دو دستیار خارجی سرمربی پول می دهیم که یکی از آنها کاپیتان یکی از بزرگترین تیم های پرتغال بوده و ما اعتقاد داریم حالا مغز متفکر نیمکت تیم ملی است.

خب آیا آنها را مسئول در تیم دوم مان نمی کنیم. سیستم مدیریت واحد جهت ارزش نمی گذاریم و تیم امید را از حالت کودک سرراهی در نمی آوریم؟

امثال اوسیانو و فرزند هایی مثل نکونام ، مارکار یا همین امیرحسین پیروانی آیا نباید زوج هایی شوند جهت ادامه یک مسیر موفق که اقلا جهت 4 سال بعد از کی روشمان دو مربی استاندارد داشته باشیم که وقت عمل مثل امیرحسین پیروانی روی نیمکت کپ نکنند؟

واژه های کلیدی: فرزند | نیمکت | سرمربی | فوتبال | جام جهانی | سرمربی تیم | اخبار ورزشی و نتیجه های مسابقات


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs